ترجمه و زیرنویس از: mae

گروه واقعا خفنه

خیلی باحاله، رسما ترکونده

حالا لباس من چی داره مگه

یه نگاه به ریخت خودت بنداز

باید یه کیف خفن ست کنی باهاش

چقدر خرج برداشتی؟ دوتا چک؟

بعدی کیه؟

یه مشت چرت و پرت از گروه ایرلندی، همون محلی طور

هی! دارم سعی میکنم یکم تنوع فرهنگی بهت بدم خب!

به شما عوضی های احمق

از موسیقی مردمم، خب؟

و تنها کاری که باید بکنی اینه که مزخرفات نژادپرستانه سمتشون پرت کنی؟

خانم ها و آقایان

گروه درووِرز!

یک.... دو.... سه... چهار...

خدای من، بهش نگاه کنین

خوبه، هی، جان! اونم یکی از مردمته؟

فکر کنم، از اقوام مادریشه!

یه همچین مزخرفی

هی، واقعا مامانت اون شکلی بوده؟

وای! پاهاشو نگاه کن‌!

آقایون، باید به اطلاعتون برسونم که

می‌خوام برم و اون دخترو بشناسم

منظورم اینه، اونو اینطوری بشناسم

من که شک دارم

آخرین باری که با یکی خوابیدی کی بود؟

بیخیال دیگه، بگو آخرین باری که با یه زن خوابیدی کی بود؟

فکر کنم با کارتر بود، مگه نه؟!
(رییس جمهور پیشین آمریکا)

نه نه، گلدواتر بود (سناتور آمریکایی)

1‌0‌دلار باهات شرط میبندم

که تو نمیتونی اون دختر رو ببری روی صحنه

باید بیشتر از اینها از خودت مایه بزاری

خیلی خوب، 20 دلار شرط میبندم

2‌0‌دلار برای اینکه تو نمیتونی کاری کنی اون بخنده

2‍0‌دلار برای چی؟

تو نمیتونی باعث لبخند اون بشی

که من نمیتونم باعث لبخند اون بشم؟

ای بابا، مگه کری؟

انگار از بچه ها پول میگیرم

پول لعنتیمو بگیر، زودباش

برو! برو! برو!

بلرزونش، عزیزم!

میبینی؟ سفیدپوستا نمیتونن برقصن

مشکل همینجاست، سفیدپوستا نمیتونن برقصن

منم همیشه همینو میگم

اون قراره نگاه کنه

هی. داری نگاه میکنی؟

اوه البته! برو جانی! برو

برو! برو!

آره! آره! برو اونجا!

همینه!

اون اصلا حتی

اون دختره اصلا حتی بهش نگاه نمیکنه

همه‌شو رو کن

اون چشمای قرمزو نشونمون بده عزیزم

زودباش نشونمون بده!

نمایش عالیه بچه ها

نمایش عالیه!

خانومه از مجله سان تایمز اینجا بود

اونم ممکنه رقصیده باشه

یا داشت می‌رقصید..

یا یه آدامس چسبیده بود به کفشش

- اِما؟
- بله؟

میبینم که یه هم‌گروهی داری

رالفی هم‌گروهی منه. مگه نه پسر؟

نه نه، منظورم اینه.. اون عوضی کیه؟

راجبش شنیدم. مگه چیشد؟

بهمون یه درس آناتومی خفن داد!

اوه، چقدر خفن؟

سگ خوب

سلام آقای کاچِتو!

اِما.

خیلی خوب، این پسر کوچولوی منه!

اومدیم خونه

پسر خوب

برو عروسکتو بردار رالفی

زودباش. بپر!

آفرین!
اینم از این

پسر خوب

سلام؟

سلام. منم، دکتر پیه‌رس.

دکتر! یکشنبه شبه، چرا سر قرار نیستی؟

من قرار نمیزارم... من همایش میزارم

اِما، ما یه اهدا کننده داریم

من از نفوذم توی بانک چشم استفاده کردم

چی داری میگی؟

میخوای الان انجامش بدی؟

فامیلم برادیه.. اِما

ب-ر-ا-د-ی

خیابان 247 دامین غربی
آپارتمان B2

دامین 247 غربی و چی؟

اون 20 ساله که منتظره

و حالا تو میخوای فرم رو پر کنی؟

چه خبر؟

فکر کنم تو بیشتر از من مشتاقی

می‌خوام کاغذدیواری جدید بزنم

فقط میخواستم نظرتو بدونم

آروم باش اِما
چشماتو ببند گوسفندارو بشمر

من گوسفندارو یادم نمیاد

بیشتر وایل ای کایوت میاد تو ذهنم
(شخصیت کارتون کمدی)

پس یه چیزی که ازش زیاده رو بشمر

مردها نه، مرسی.
کارهات چطور پیش میرن؟

خب.. بسته بندی کارتن

بلیت گیر

خودکشی...
اپراتور اضطراری..

آموزش سگ های پاپی

فاحشه

نه واقعا

عاشق همتونم

خدایا!

تو همون آقای ویتنی جدیدی؟

نه بچه جون
من سانتا کلاوسم

مگه منو نشناختی؟

سانتا واسه کریسمس اومده بود

آره خوب، من یه کادوی دیگه هم داشتم

برای خانوم ویتنی

- واسه منم کادو داری؟
- نه

چرا نه؟

چون تو یه بچه‌ی بدی

اونوقت خانوم ویتنی خوب بود؟

من که اصلا نمی‌دونم!

اینو می‌بینی؟ بیا بگیرش
برای شکلات و شیرینی

نری سراغ چیزی که برا ذهنت بده! باشه؟

بعضی از طرفدارات واسه تماشا اینجان

بابی؟ اینجایی؟

همینجام اِما

خوبه، فقط میخواستم مطمئن بشم

قرار نیست متاسف باشی!

اولین چیزی که قراره ببینم چیه؟

احتمالا صورت من

پس بانداژ رو برندار

صبر کن

من میترسم

ترسناکم هست

میشه به بقیه بگی برن؟ لطفا

اون جوکه درمورد صورتت...

میدونم

فقط کاش... قبلا دیده بودمش

اینطوری میتونستم خودمو واسش آماده کنم

آخرین چیزی که دیدی رو تصور کن

مامانم!

دیگه هیچوقت نمیخوام همچین چهره ای رو ببینم

برای اولین بار انتظار زیادی نداشته باش

فقط یکی از چشماته
پلکاتو بسته نگه دار

باید ببینیم این یکی چشم کار میکنه

قبل از اینکه بریم سراغ اون یکی

حالا می‌خوام پلکاتو باز کنم

الان هیچ اختلاف دید چشمی نداری

اینم از این

دکتر پیه‌رسه!

خیلی خوبه که می‌بینمت

کی اونجاست؟

سلام؟

سلام؟

من رفتم تو اتاقش و اون مستقیما بهم نگاه میکرد

نمی‌تونست بهم بگه که کسی اونجا بود یا نه

وای فاک! اصلا میتونم اینو همینجوری بگم اینجا؟

فکر کنم میتونی

تو دیگه چه دکتری هستی؟

من جراح چشمم

نمیتونم غیر از اِما و خانوادش

با کسی دیگه درمورد وضعیتش صحبت کنم

گروه موسیقیمون خانوادشه.
ما یه مصاحبه داریم

اون هنوز نمیتونه

اون از 15 سالگی روی پای خودش بوده

از پس خیلی چیزا براومده

اون ازت میخواد اینو در نظر بگیری

تو میخوای مراقبش باشی

مردها اینطوری به اِما واکنش نشون میدن

آره من مراقبشم. من دکترشم

اون می‌تونه ببینه یا نه؟ دکتر؟

میدونی چه حسی داره وقتی خوابی..

و یه نفر یهو لامپ رو روشن می‌کنه

درد داره، پس تو چشماتو رو هم فشار میدی

و تعادلتو از دست میدی..

و یکم زمان می‌بره تا عادت کنی

اِما هم 20 سال خواب بوده

آدما توی 9 سالگی به پختگی بینایی میرسن

ولی اِما تو 8 سالگی نابینا شد

ما فقط نمی‌دونیم اون قراره چی ببینه

یا اینکه چقدر خوب می‌تونه ببینه..

میتونم بهتون کمک کنم؟

صبح بخیر، فرقی نداره. هی!هی!

مواظب باش!
حالت خوبه؟

-خدای من
- آره، خوبم

مطمئنی جاییت رو نشکستی؟

خوبم، مرسی.
همین الان یه خانومی رو دیدم

گل دستش بود.
دیدیش؟

یه کلاه داشت

کلاه؟
خوب... تو... تو..

کندیس رو میگی؟

کندیس بود؟

مال دیروز بود، اِما

نه اون همین دو ثانیه پیش اینجا بود!

بهش بگو برگرده

کندیس دیروز اینجا بود

دیروز؟

چندتا تحقیق باید

درمورد تاخیر ادراکی انجام بشه...

در اولین روزهای بعد از جراحی

منکه نمیفهمم

مثل برگشت به عقبه
تو چیزای جدید رو میبینی...

اما تا روز بعدش درک نمیکنی چیه

تو فکر می‌کنی اینطوریه؟

نه نه
من فکر میکنم تو داشتی خواب میدیدی

اینجا رو ببین

چشم دیگه‌ات داره خوب میشه

اما چندماه آینده ممکنه یکم مشکل ایجاد کنه

ممکنه که نوسانی در وضوح

و عدم وضوح رو تجربه کنی

حتی ممکنه

اطراف رو به خوبی ببینی

درحالی که دید مرکزیت تاره

یا ممکنه ناگهان روی یه چیزی تمرکز کنی

به غیر از اون،
تو آماده ای که بری

کجا برم؟

خونه

می‌خوام پولمو پس بگیرم

مرسی

مرسی داداش

تو خوبی؟

آره، کدوم یکی

اینم از این

این؟

رالف!

خدای من! نگاش کن
تو عالی شدی

مرد جذاب سوخته‌ی عشق
عاشقتم!

اِما! سلام
این دوستمه

خبرنگار مجله سان تایمز

اون عالیه!
اون خوشگله!

باورم نمیشه!

تو آشپزخونه بشینین

وضعیتتون از لحاظ تکنیکی چجوری بود

من آب‌مروارید وحشتناکی داشتم

و چند آسیب در قرنیه هام

به خاطر؟

مامانم سرمو تو یه آینه کوبید

مایکل؟ میشه تلفنو جواب بدی؟

مایکل! مایکل!

چرا؟

من نباید با میکاپش ور میرفتم

این جراحی ها..

برای سالها تبدیل به یه روتین شدن واسم

چطور تا قبل از این درموردشون نمیدونستی؟

خب.... بهم گفتن شبکیه هام داغون شدن

مامانم و دکترش..

گفتن دیگه نمیتونم ببینم

اما الان میتونی عادی ببینی؟

همه چیز هنوزم یه جورایی درهم برهمه

قراره یکم زمان ببره

اما هر از چندگاهی

میتونم چیزی رو واضح ببینم

خیلی چیز عالی هم نیست

تو خوشگلی؟

مردم بهت میگن که خوشگلی؟

دوست پسرم میگه.

قشنگه.

خیلی خوب

خودتی و خودت، مرد کوچولو

یالا، برو طبقه بالا

پسرخوب

بدو. بدو

هی

کمک نمیخوام. خوبم

منم نخواستم کمک کنم

یه پستچی نامه هاتو تو صندوقم گذاشت

منم از زیر در هل‌شون دادم تو خونت

مرسی

زمان.... 3:48 صبح

آقای کاچتو؟

همه چی ردیفه

من حواسم هست.
برو بخواب

هی! رالفی!

اینم خرگوشت!
پسر خوب!

زمان... 8:32 صبح

خیلی خوب. مامان بیداره!

من بیدارم!

اه، لعنتی

والری!

آقای کاچتو؟!

صبر کن!

هی! خانم! حواست کجاست؟

متاسفم خانوم
شما جای اشتباهی اومدین

چطور اومدی اینجا؟

از پله ها. ببین! میتونی کمکم کنی یا نه؟

من چند دقیقه دیگه یه تماس تلفنی دارم.

بهت یه فرم گزارش موردی میدم

ازت می‌خوام پرش کنی

منم بعدا کمکت میکنم تمومش کنی

نه من نمیتونم

ریج، پس صلیب گردنش چی؟

کی صلیب داره؟

نینا گتز. همون دختره که تو وان حمومش مرده بود

ببین، خیلی ساده‌س
یه شرح از چیزی که

میخوای به من بگی بنویس

بهت که گفتم! ازت می‌خوام بری به خیابون 247 دامین غربی

یه لحظه

کارآگاه هالستروم
ما همین الان اومدیم اینجا

ساعت هنوز تغییر نکرده. آروم باش

پاهاتو از رو میز ستوان بردار!!

برو به خیابون 247 دامین غربی.
اسم من اِما برودیه

الان از من میخوای چیکار کنم؟

بیا یکم کارآگاهی کن واسه تنوع بد نیست. احمق خرابکار!

احمق خرابکار؟!

میشه با کارآگاه هالستروم صحبت کنم؟

بفرما

همونه؟
اونجا؟

آره، همین طرفی

ممنون

والدین نینا گرتز سرساعت بهم زنگ میزنن

میخوای باهاشون صحبت کنی؟

تو کارآگاه هالسترومی؟

آره

فعلا که دارم صبحانه میخورم

میتونم کمکت کنم؟

تو نابینا بودی؟!

آره تا همین 6 هفته پیش

یعنی تو واقعا تا 6 هفته پیش کور بودی؟

ببین، بزار واضح بگم

من الان یکم گیج شدم

تو صداهای مشکوکی از طبقه بالا شنیدی..

و شنیدی که این یارو داره میاد طبقه پایین

بیرون رو چک کردی و..
با این یارو صحبت کردی؟؟

این مال دیشب بود..

و تو تا امروز صبح ندیده بودیش؟

آره همینطوره

پس اون کیه؟

چشمات دارن آلبالو گیلاس میچینن

و مغزت عملا مثل کابوسه
هنوزم درست نشده؟

آره فکر کنم

پس چشمات با تاخیر به واقعیت واکنش نشون میدن؟

نمی‌دونم چجوری اینو بهت توضیح بدم

یه چیزیه که.. واسه کسایی اتفاق میوفته...

که اینجور جراحی هایی رو داشتن

ما یکمی فرق داریم

خواستم بهت بگم که انگار یه چیزی داره اشتباه پیش می‌ره

باشه، خیلی خوب

مرسی

چندوقت نابینا بودی؟

اینجا اصلا پلیسی هست که واقعا کار کنه؟

یا شما همینطوری نشستین اینجا و قهوه میخورین؟

ببین، اتفاقی دیشب متوجه یه

آدم مست اون دور و برا نشدی؟

تو باورم نمیکنی نه؟

خودت مست کرده بودی؟

این فقط یه سوال سادست

-واین
-واین؟
(نوعی مشروب)

واین...

چقدر... واین؟

یکم

زیاد. ببین...

اگه منو ببخشی...

میبینم که هفت کوتوله دارن چرخ و فلک بازی میکنن

روی یکمی... خیلی واین

وای دمت گرم‌!

روز خوبی داشته باشین
خانم برادی

یکی توی اون راهروی لعنتی بود!!

بوشو حس میکردم.

بوشو؟

تو اینجور مواقع چی میگن؟

"کارآگاه ها مخفیانه خوب کار می‌کنند‌"

فاک به تو کاراگاه!

نه، اینو نمیگن

گوش کن، خانوم..

اون حتی یه مترم باهات فاصله نداره

تو اصلا خوب نمیبینی

رالف، بیا بریم

بدو

خانم برادی‌!‌

چرا میخواستی منو ببینی؟

از صدات خوشم اومد

سلام! جان‌!

کی اینهمه آشغال رو میز من ریخته؟

ریجلی داشت صبحانه می‌خورد‌!

ریج؟

این کثافت کاریاتو از رو میز ستوان جمع کن

میشه؟

میدونی، من اون یارو رو تو خواب ندیدم

اون جدی اونجا بود

پلیس داره بررسیش می‌کنه. مگه نه؟

اونا که اینجوری میگن

اونا یه جوری رفتار کردن انگار من بی عرضم

بهشون توضیح بده

یه جوری رفتار کرد انگار من احمقم

من هیچوقت عادت نداشتم به چیزی که مردم فکر میکنن اهمیت بدم

متاسفم

داری میگی چیزی که بقیه مردم فکر میکنن‌.‌.‌.

چیزیه که واقعا هستی؟

آخرین باری که دیدم‌.‌.‌.

یه دختر کوچولو بودم و من... من‌.‌.‌.

بعد من پلک زدم و... دقیقا مثل مامانم بودم

شبیه اونم

تو اون نیستی

تو اون چیزی نیستی که پلیسا فکر میکنن

تو

تو خیلی جذابی. میتونی ببینیش؟

هیچ چیز زیبایی نمیبینی؟

من اصلا نمی‌دونم زیبا یعنی چی

موسیقی زیباست

اما چیزایی که من میبینم
باعث میشن سرم درد بگیره

همینطور قلبم

چه سعادتی‌!

بیشتر آدما تا وقتی به سن تو میرسن‌.‌.‌.

دیگه بی حس شدن

منم دلم میخواد یه مدت بی‌حس باشم

نه دلت نمی‌خواد اِما، باور کن

دلت نمی‌خواد

خیلی خوب خیلی خوب، یکم فضا بهمون بدین بچه ها

بله قربان

ببخشید که ریدم به قرار امشبت

بهش گفتم واسم صبر کنه

من گفتم که "توی حموم داغت ریلکس کن‌"

این یه بی سروپای لش نیست
دختره خانواده داره

نه نه، خب منم همینو میگم

اسمش چی بوده؟

اسمش والری ویتون بود

مالک ساختمون، کاچتو، پیداش کرده

رئیسش تماس گرفته بود. نگران بوده..

دختره دو روز نرفته سرکار

و اینجا کنار پله اضطراری نزدیک پنجره چندتا سرنخ داریم

که احتمالا مجرم...

از همین راه وارد ساختمون شده

یه درگیری توی اتاق رو به رو شده

دختره رو خفه کرده و بعد هم بهش تجاوز کرده

بهم ریختگی اینجا نشون میده مجرم اونو تا اینجا کشونده

بعد از مرگش البته

دقیقا مثل پرونده نینا گتز

انگار اون تو جعبه جواهراتش خدا رو پیدا کرده

فکر می‌کنی چرا‌.‌.‌.

اون مچ دستاشونو بعد از مرگ می‌بره؟

شاید فکر خودکشی تو سرشه
یا نه، شاید مامانشه که زده به سرش

آخه من از کدوم گوری بدونم؟

خیلی خوب، خانوم.
می‌خوام اینو سریع پیش ببرم

کی اینکارو باهات کرده؟ ها؟

چیزی نمیگی؟

خیلی خوب.
وقتشه دفنت کنیم

تو یه حرومزاده مریضی، جان

بکشش اونور

بو گرفته

عه نه بابا

پلیس‌!

سلام. من کارآگاه هالسترومم

اون مرده. آره؟

آره... اون‌.‌‌.

میشه ازت چندتا سوال بپرسم؟

بیا تو

این شمع ها چی میگن؟
کسی قراره بیاد؟

نه، اونا فقط دیدمو بهتر میکنن

اگه میخوای واست لامپو روشن کنم

چیزی هست که درمورد والری واتسون‌.‌.‌.

بتونی بهم بگی؟

نه. من هیچوقت باهاش صحبت نمی‌کردم

یعنی، همه‌ی چیزی که میتونم بهت بگم‌.‌.

اون پله هارو دوتا دوتا بالا میرفت

و اون یه جورایی‌.‌.‌.

اون چی؟

عاشق سر و صدا بود

عاشق سروصدا، ها؟

اون دوست پسر داشت؟

آره

با یه نفر در ارتباط بود؟ یا چندنفر؟

نه فقط یه نفر

از کجا میدونی یه نفر بود؟

صداشو میشنیدم

آها. اسمشو میدونی؟

"اوه، عزیزم"

"اوه، عزیزم‌"‌؟

میشه یه بار دیگه

بگی اون روز دقیقا چی شد وقتی درو باز کردی؟

من بیرونو نگاه کردم

اما نتونستم خیلی خوب ببینم

همش درحالی اتفاق افتاد که تو مست بودی. درسته

و؟

خب، من صدای تنفس می‌شنیدم‌.‌.

بعدش گفتم "آقای کاچتو‌؟‌"

اونم جواب داد "بله‌"
ولی اون "کاچتو" نبود

چون کاچتو گفت خواب بودم

و زنش اینو تایید میکنه

و تو واضحا تشخیص ندادی که

اون صدای صاحب ساختمون نبود؟

خب... اون داشت زمزمه میکرد

زمزمه کرد؟

آره

خیلی خب

ازت میخوام که بیای مرکز پلیس

و ما چندتا طراحی می‌کشیم

و ازت می‌خوام که نگاهی به اون طراحی ها بندازی

-همین الان؟
- لطفا

خب...
وضعیت چشمات چطوره؟

الان میتونی منو شفاف ببینی؟

"کارآگاه ها مخفیانه خوب کار می‌کنن"

این به جور خاطره از گذشته‌اس؟

این یه جور گزارش برای پلیسه یا یه گوه دیگه؟

این فقط یه شوخی کیری بود

شوخی کیری؟

دیک... یعنی کارآگاه..

ما به خودمون میگیم دیک دیگه

آها
که اینطور

امیدوارم با نیت خوب اینو گفته باشی

خیلی خوب. کارت منو داشته باش

اگه بعد از امشب چیزی یادت اومد..

هرچیزی..
لطفاً باهام تماس بگیر

شماره تلفنم پشتشه و 24 ساعت وقت داری

از این متنفرم

گل دوست داری؟

گل؟

پوست نرمی به عنوان یه مرد داری

بوی اون لوسیونی رو میده که

از رُز ها درستش کردن

اون یارو که روی پله ها بود

اون بوی عجیبی داشت

یعنی بوی بد؟

نه بد نبود

یه بوی قوی و عجیب از صابون. و شیرین

"صابون و شیرین"

پس بوی اون اینجوری بود؟

خوب، یه چیز دیگه ام بود

احتمالا فقط خیال کردم ولی

خب حالا چرا نمیگی؟

پشت سر اون مرده

هفت کوتوله داشتن چرخ و فلک بازی میکردن

روی زمین و فرش پریکام بود

همچنین ما سلول های پوستی رو...

از زیر ناخن های جسد بررسی کردیم

متوجه شدیم که قاتل دستکش پوشیده بود

چون تا الان هیچ اثر انگشتی هم نداریم

دوست پسرشو از خواب بیدار کردیم

اونجاست. داره گریه می‌کنه

پس کار اون نبوده

ببرینش بیرون

اون نمیتونه عکسای دختره رو ببینه

خب یه ذره بین بدین بهش

چی فکر می‌کنی جان؟

این یکی بوی دردسر میده

یه زنجیره؟

ببین

اگه اونه که هنوز تازه شروع کرده

ما شیوه انجام کارشو بهم ارتباط دادیم

صلیب، مچ دستها، وان حموم، تجاوز بعد از مرگ

با یک کامپیوتر سراسری بررسی کردیم

و هیچی نبود. که این خوبه

که یعنی اون به ولگرد بی هدف نیست

و اگه اون اینجا زندگی می‌کنه، من پدرشو درمیارم

چون ما یه شاهد داریم

البته، به ترتیب
نه ببین

ما یه شاهد چشمی، شنوایی و بویایی داریم

هنوزم بهت لبخند نزده؟

نه، اون خیلی سرسخته

گوش کن، اون مشکل بینایی داره

ولی فکر میکنم باهامون روراسته

تا الان هرچی گفته درست دراومده

ببین، بزار روشنت کنم

از حالا تو فقط یه پرونده داری و اونم همینه

اون دختر ممکنه کافی نباشه

واسه همین بزار ببینیم چیز بیشتری هم دستگیرمون میشه یا نه

سریع قضیه رو تموم کن و میخکوبش کن، جان

نزار کتابی واسه این یارو هم نوشته شه

این خفن بود!

فکر کنم دارم کم کم راه میوفتم

آره، تا 40 سالگیت یه شهردار لعنتی میشی

اِما!

بهت نشون میدم!
جنده!

چیشده اِما؟

اون دختره که مرد...

بیخیال تو نمیتونستی کاری کنی

کندیس اگه تو این شهر جهنمی

یه چیز زیبا وجود داره، من می‌خوام ببینمش

عاشق اینم که ببینمش

خدایا! میشه خودتو کنترل کنی؟

نمیتونم. اون منو دیوونه می‌کنه!

تو هم منو دیوونه می‌کنی!
من حتی به سختی میتونم طرفو ببینم

یکم ساکت شو لطفاً!

تو قشنگ عین این زنای نابینا رفتار می‌کنی!

چجور رفتاری؟

همه میگن زنای نابینا بهترین عشاق هستن.

و شما کاملا با حس لامستون مچ شدین

این حقیقت داره؟

خودت چشماتو ببند

تا بفهمی

ولی من می‌خوام بدونم

خیلی خوب بهت میگم. ولی اگه به کسی بگی..

بخدا میکشمت

- قول؟
- آره قول

خیلی خب. قول دادیم ها

باورم نمیشه دارم بهت میگم

من هیچوقت اطراف مردا مضطرب نمیشم

فقط اونارو سمت چیزی که خیال‌پردازی کردم میکشونم

و کنترلشون میکنم.

و بعد به...

صدا، رایحه و مکالمه جذب میشم

فرقی نداره کی باشه. کل ماجرا همینه

مایکل!

اون بهم نگاه کرد!! خدایا!!!

- جانی!
- ها

این شبیه گره‌کاری صلیب های بیزانسه
(بیزانس: یک دوره زمانی در تاریخ اروپای شرقی)

حداقل 4 تا کلیسا تو این منطقه هست

که اینا رو تو فروشگاه هدیه‌شون میفروشن

اونا حتی یه کاتالوگ لعنتیم دارن

قاتل می‌تونه اینارو از هرجایی خریده باشه

لعنت!

رفیق. یکی اینجا بدجور بهم ریخته

ما نامه های اون ویولونیست رو

تو صندوق پست والری ویتون پیدا کردیم

- و؟
- ببر بده بهش

یه صد دلاری دیگه هم می‌زارم روی میز اگه اینکارو کنی

هی هی بچه ها. عمرا. اینبار نه

کصشر نگو بابا

نه من جدیم. می‌خوام طبق برنامه پیش برم

چه برنامه ای اونوقت؟

من این بدن جذاب لعنتیمو..

حروم یه زن کور زورگو که حتی نمیتونه ببینتش نمیکنم!

بیخیال بابا

- بلیطا تموم شد!
- جمعیت بزرگیه!

باید تو مجله سان تایمز نوشته بشه

من عالیم
من خیلی خفنم

نگرانش نباش
خوش بگذره

اینم از این اِما
دارمت!

میکروفن دقیقا همینجاست

مرسی

تو قراره عالی باشی. موفق باشی

خانم ها و آقایان!

سالن مترو با افتخار تقدیم می‌کنه: گروه دراورز

بزن بریم!

1, 2, 3.

کندیس!

به کارآگاه هالستروم زنگ بزن. همین الان

حرکت كنین!

حرکت کنین لطفا!

ممنون

چند نفر که

داشتن تو خیابون پرسه میزدن

به اندازه کافی لطف داشتن که برای شناسایی مظنون باهامون بیان

تو هم باید بیای

میشه رالف رو برسونیم خونه؟

آره حتما. آژیر میزارم واسش

اینو بگیر بو کن

به خط شین. زودباشین

به رو به رو نگاه کنین

همه به سمت راست

حالا در یک لحظه به رو به رو نگاه کنین

با شماره یک شروع میکنیم

شماره چهار.

مطمئنی؟

فکر کردم اونه

خیلی خب. بسه دیگه

باشه

شاهد چشمی! نه بابا!
ولشون کنین برن

چی شد؟

فکر کردم گفتی چشمات بهتر شدن؟!

- بهتر شدن
- عه جدی؟

دقیقا چقدر بهتر؟

شب سختی بوده هالستروم

باشه. جوابمو بده

میتونی بخونی؟
میتونی ساعتو بگی؟

میتونی تو خیابون بدون..

سگت که راهنماییت کنه راه بری؟

تو میتونی با این چوبی که فرو کردی تو خودت راه بری؟

چطوری کور شدی؟

چی؟!

چی باعث نابیناییت شد؟

مامانم.

مامانت؟

نمیخوام باهات حرف بزنم

مامانت تورو کور کرده

این حتما خیلی...

روی وضعیت روحیت تاثیر گذاشته

جرعت داری دوباره بگو!

شماره چهار یه یونیفرم پوش بود...

شبی که قتل اتفاق افتاد!

تو یه پلیس رو به جای قاتل شناسایی کردی!

مگه مردم اشتباه نمیکنن؟
آدمای عادی، بینا؟

شاید اون اصلا اونجا نبوده!

دیگه داری کم کم کله منو کیری می‌کنی!

من این مشکلای احمقانه رو همیشه تو مرکز پلیس دارم

طرف میگه
"من یه سرقت دیدم"

"هی مرد، من یه قاتل رو اونجا تو خیابون دیدم."

یه بار یکی اومد گفت...

که الویس پرسلی رو توی کلاب داداشش دیده
(خواننده معروف)

داری راجع به آدمای دیوونه صحبت میکنی

آدمای تنها. کسایی که عاشق توجهن

آدمایی که عاشق توجهن؟

آره!

مثل همون مردی که خودشو لخت می‌کنه

و کونشو توی یه کلاب پر از آدم تکون میده؟

تو منو دیدی؟

نخیر. یکی توی گروهمون تورو شناخت

راستش...

همه چیز اونجوری که به نظر میرسه نیست...

چی؟

این یه جورایی یه چیز راز آلوده... یه چیز مرموز کارآگاهی واسه منه

«روحی که به خواب رفته، مرده است،

و جهان آن‌گونه که می‌نماید، نیست.»

داداش! تو واقعا یه چیزیت هست

یه پلیس که از لانگفلو نقل قول می‌کنه!

چه چندش

هی هی. من فقط ازش استفاده میکنم که مخ خانوما رو بزنم

جدی؟
حتما خوب کار میکنه

راستش. نه به خوبی دستبندهام

تو اولین کسی‌ای که شاعرشو شناختی

باورم نمیشه اونو شناختی

بیشتر دخترایی که باهاشون میرم بیرون

فکر میکنن این مال آهنگای گروه گانز ان روزز عه
(گروه موسیقی معروف آمریکایی)

من اسم تورو نمیدونم

جان.

دوست داری قهوه بخوریم.. جان؟

به نظرت داره درمورد چی حرف میزنه؟

فکر کنم داره دنبال یه قافیه واسه "خودنمایی" میگرده

- خودنمایی؟
- آره

یه نیمکت تو باغ بهاری، رفیق

این خیلی باحال بود

میخوای چندتا متن آهنگ واسم بنویسی؟

میخوای قاتل دستگیر کنی؟

1, 2, 3, بریم

اون از خون خوشش نمیاد

یه مردی بود اهل ننتاکت.. چی؟

از خون خوشش نمیاد

اون مچ هارو بریده بود

آخرین کاریه که اون کرد

ولی اون دستاشو خشک و خشن بهم می‌مالید واسه همین تونستم بوشونو بفهمم

بعدش رفت بیرون

اون نمی‌خواست خونریزی اون دختر رو ببینه

اینکه خیلی خوبه. حالا چرا؟

تو بگو

مقتول هاش کاملا تمیزن واسه همین...

میتونن انقدر خوب و زیبا باشن درحالی که اون..

درحالی که اون با ننتاکت قافیه داره؟
(اشاره به شوخی زبانی رایج در زبان انگلیسی. هرچیزی که با ننتاکت قافیه داشته باشه محتوای رکیک جنسی داره)

آره

متجاوزای عادی میخوان طرفشون زنده باشه

و قربانی بهشون نگاه کنه وقتی چاقو رو میارن سمتش

آره، از اینکار خوششون میاد

ولی این روانی.. این روانی
یه بدنی میخواد...

مثل یه عروسک جنسی لعنتی که حتی نتونه..

وقتی داره لمسش می‌کنه از پنجره بپره بیرون

اما اون قربانی ها هنوز دست و پا میزنن و تکون میخورن

واسه همین خفه‌شون می‌کنه تا دیگه...

دست و پا نزنن و تکون نخورن

و اینجاست که عجیب میشه

اون بعدش اونارو مثل دختری درست می‌کنه که...

اون یه زمانی می‌شناخته

و بعدش مچ‌شون رو پاره میکنه

تا مطمئن شه که دیگه قرار نیست...

به چیزی که بودن برگردن

که اینجا فانتزیش حفظ شده

و مقتول توی مایع خودش فاسد میشه

نمی‌دونم

تو حرفه ای هستی

بعضی وقتا این شغل..

تنها چیزیه که توش حرفه ایم.

منکه شک دارم

به نظرت میتونی بگیریش؟

به نظرت دیدیش؟

آره من دیدم

باشه، پس میتونیم بگیریمش

ایکس

ال...ام... بی

خوبه
این یکی رو بگو

زد... ام... آی... اُ..

خیلی خوبه
این یکی؟

اینا چشمای کی ان؟
اصلا کار نمیکنن

خانم برادی
اینا قرنیه های...

دوتا دختر سالم در دهه 20 زندگیشونه

جدی؟ کیا؟

خیلی کم درمورد یه اهدا کننده می‌دونم

خانواده‌ش بهم اطلاع دادن

این اهدا کننده چجوری مرد؟

تصادف با ماشین

میتونم خانوادشو ببینم؟

فکر خوبی نیست

اونا میخوان که منو ببینن؟
- آره خب

پس مشکلش چیه؟

اِما، بهتره فراموشش کنی...

زندگیتو از نو بساز.
اونام باید همین کارو کنن

غمشونو طولانی نکن

تو دقیقا مثل جان می‌مونی
هیچکدومتون...

تا وقتی یکی نمیره
نمیتونین برین سرکار

جان..

کارآگاه هالستروم

دوباره دیدیش؟

دیشب تو کلاب یه حمله عصبی داشتم

حالت بهتره؟

خوبم
موقع اجرا گند میزنم

شاید باید یه جوری کمکت کنم

چی؟

اِما؟

هیچی

رالف تو طبقه سومه

نمی‌خوای بدیش

به یه آدم کور دیگه؟

نه، اون خیلی پیره. قراره بازنشسته شه

فکر کنم بالاخره از یه جا شانس آوردم

هر موقع نیاز داشتی... باهام تماس بگیر

باشه مرسی.

اینم سگت. بفرما

مرسی. قطار بعدی کیه؟

حدودا 6 دقیقه دیگه.
وقت زیاد داری

باشه خیلی ممنون. می‌بینمت

خدافظ

رالف. بدو بیا

چیه؟
رالف؟

آروم باش

رالف. کجایی؟

اگه واسه غذاست کارت تمومه رفیق

خیلی خل و چلی

فقط قطاره رالف

رالف بیا

بیا دیگه رالف

اوه خدا

آروم باش پسر

احتمالا پشتش یکم شکستی داره

و ممکنه یکی از لگناش شکسته باشه

و حداقل دوتا دنده شکسته رو حس میکنم

و فکر کنم یکم خونریزی داخلی داره

باید ببریمش بیمارستان

- بزارین بره
- ممنون.

چی؟

اون بیرون هیچی نیست

اون اونجا بود

اونو دیدی؟

واضح نه

اصلا تاحالا چیزی رو واضح دیدی؟

بوی صابون بود. هنوزم بوشو میفهمم

دیگه چی؟

یه جور گردنبد. مثل یه صلیب یا یه مدال

من هیچوقت چیزی بهش نگفتم.
ببین میتونی این صلیبو نشونم بدی؟

نه من باید پهلو سگم باشم

این خیلی مهمه.
بهم نشون بده کجا بود

من مراقبشم

ممنون دکتر الکساندر

صبر کن عزیزم باشه؟

همینجا بود. خودم دیدمش

ما مو به موی اینجارو گشتیم

اِما، دامپزشک میخواد بره. زودباش

تا بیمارستان چقدر راهه؟

هیچ صلیبی اینجا نیست، جان

یعنی میگی اون داره دروغ میگه؟

می‌خوام باورش کنم

جدی منم خیلی دلم یه شاهد میخواد

ولی فکر کنم این یارو فقط تجسمی توی خیال اونه

اون اینجا بوده. باور کن

تو از کجا میدونی؟

این اصلا شیوه‌ی اون نیست.
اون توی خونه قتل انجام میده

من که اینجا هیچ وان حمومی نمی‌بینم!

اِما جزو زنجیره‌ی قاتل نیست

اون یه شاهده. اینا متفاوتن

هر موقع چیزی شنیدی خبرم کن.

میچ. پس صلیب چی؟

اون صلیبو دیده

ممکنه تو اداره پلیس صلیبو دیده باشه

چقدر این دخترو میشناسی؟

همون قدر که لازمه

نه، همونقدر که خودت میخوای

درساتو خوب نمی‌خونی رفیق

دکتر بهم گفت اون توهم میزنه

آره اینو میدونیم

نه فقط قاتل، عقل کل

چیزای دیگه از گذشته

ببین، دختری که تو ساختمونش بوده به قتل رسیده

اون ترسیده، مغزش داره این چرت و پرتارو سرهم می‌کنه

دارم بهت میگم یه چیزی امشب اتفاق افتاده

این دختر راه به جایی نمی‌بره

این قاتله منو گیج کرده

تو که قبلا به غریزه من اعتماد میکردی

الان چی فرق کرده؟

تو دیگه طبق غرایزت پیش نمیری دوست من

داری طبق احساساتت پیش میری

یه بار با دختره بخواب و بعدش بچسب به این پرونده لعنتی!

من نمیخوام باهاش بخوابم!

همون پلیسه بسه، تو واسه چی اینجایی

میشه بوش کنی؟

نه این نیست

سگت چطوره؟

باید چند وقتی اونجا بمونه

لامپو روشن نکن

نوشیدنی میخوای؟

نه، باید برم

پس براچی اینجایی

خاموشش کن. لطفا

فکر می‌کنی لامپ خاموش

همه چیو درست میکنه؟

حداقل میتونم تظاهر کنم

چیو تظاهر کنی؟ اینکه هیچی نمیبینی؟

من هیچی نمی‌بینم

نمیتونم چیزایی که دقیقا روبه‌رومن رو ببینم...

ولی میتونم چیزایی رو ببینم که نمیتونن اینجا باشن

تا الان می‌دونم که اون شب کاچتو رو پله ها بود

والری رو بعد از مرگش دیدم

مامانمو دیدم

میخوای گریمو ببینی؟
بفرما

سگم با یه کادیلاک تصادف کرده..

پس گورتو از اینجا گم کن

آروم باش

این همون صلیبیه که دیدی؟

همینه؟

این چی؟

این بود

چرا بهم درمورد...

بقیه‌ی توهماتت نگفتی؟

چون اونجوری نمی‌تونستم شاهد خوبی باشم

مگه نه؟

مگه نیومدی اینجا که بهم بگی...

یه دیوونم و میخوای از شرم خلاص شی؟

فکر می‌کنی چرا یکیو استخدام کردم که مواظبت باشه؟

من خودم مواظبم

با تاریک کردن خونه؟

من 20 سال پیش بدون بینایی یا

یه پلیس لعنتی جلوی خونه ام نجات پیدا کردم

عالیه، حالا واسه همین میخوای...

هرلامپی تو خونت بودو بشکنی؟

نه لامپارو میندازم دور

یکم نور میخوای؟

توی عوضی

- دراز بکش!
- نه!

گوش کن چی میگم
میخوای بهت تجاوز بشه...

درحالی که داری خفه میشی توی خون خودت غلت بزنی؟

اگه میخوای زنده بمونی

باید بهم کمک کنی
و قوی باشی

قوی مثل تو؟

منو به چالش نکش

چرا اومدی اینجا؟

یکم بخواب

نمیخوام بخوابم

باید برم

یه روزی اون دیواری که دورت کشیدی فرو می‌ریزه کاراگاه

اینجا چی داریم؟

صابون

مال بیمارستانه
جراحی... آنتی باکتریال..

دختره اونو دیشب اونجا دیده بود نه؟

و دوباره بوی صابون عجیبی رو فهمیده بود

پس باید بری...

برای یه صف شوینده بیاریش

مثل تبلیغای مسخره تلویزیون

انگار خودت خیلی کار مفید انجام دادی تاحالا

هیچکی توی کلیسا عکس قاتلو نشناخت؟

هالستروم
کرو داره تماس میگیره

هالستروم هستم

گمش کردی؟

گندزدی احمق تازه کار

یه خانومی ازم خواست ازش عکس بگیرم

پلیس دلقک

باید همون موقع که

میخواست ویولنش رو بیاره می‌فهمیدم

ویولنشو آورد؟

"سرنوشت عجیبی"

"انتظار آنها را می‌کشد"

"بخت و اقبال او تغییر میکند"

"وقتی سرنوشت روزگار را می‌گرداند"

اِما.. عالی بودی

آماده‌ای بریم؟

شما همو میشناسین؟

آره. تو اینجا چیکار میکنی؟

کارمو انجام میدم

خودت اینجا چیکار میکنی؟

کارت خوب بود!

عینکت کو؟

تو عینک میزنی دیگه نه؟

لنز دارم

کدومشون الان باهات سر قراره؟

اون غرغرو یا دکتر؟

باید بعضی وقتها بریم بیرون.
خیلی خوش گذشت

شب بخیر

تو خوبی؟

تو و اون دکتره...

میخواستم به زندگیم عادت کنم...

ولی راستش نمیتونم اونو جور دیگه ببینم

چرا؟

چون چشمام فقط یه نفر دیگه رو میبینه

به چی داری پوزخند میزنی؟

تو واقعا مشکلت جدیه

فکر کنم یه پارو لازم داری

تا از این کثافتی که توشی رد بشی

خانم خیلی ناراحت بودن

مجبور شدم رو کاناپه‌ش ولو شم

درحالی که داشتم الکی گریه های عصبی میکردم و این مزخرفات.

میدونی باید حتی همچین چیزی رو هم گزارش بدم؟

میدونی؟

منم همینو میگم

آره یه بار

منو دوستم دنیس 9.8 سالمون بود

ما ردیف جلو تماشاگرا نشسته بودیم...

یادمه یه نوشابه دستم بود و

وقتی به پایین نگاه کردم‌.‌.‌.

میدونی انگار یه ضربه مستقیم بود

و همونجا گفتم

من باید تو یکی از این ساختمونا.‌..‌.

با همچین منظره ای زندگی کنم

چی؟

میخوای بری تو؟

صبرکن،صبرکن

چشماتو باز کن

ازت می‌خوام بهم نگاه کنی

خیلی صورتم باد کرده

فکر نکنم رِی دیگه دلش بخواد باهام بخوابه

دارم سیبیل درمیارم

نه، به خاطر داروئه

اینجا نیستن، رِی اونارو برد سینما

ببین، بیا اینجا

من برای سالها چنین احساس خوبی نداشتم

مارلین...

باشه، باشه

اینقدرام نازک نارنجی نیستم مارلین

باشه. خدافظ

این چیه؟

وَن موریسون
(خواننده ایرلندی دهه 70)

اهوم... و این یکی؟

ویوالدی
(نوازنده ویولن قرن ۱۷)

این چی؟

پیرل جم
(گروه موسیقی دهه 90آمریکا)

خدایا، سلیقه موسیقیت چقدر متنوعه

این چیه؟

این گروهه دراورزه

شوخی میکنی

تو آهنگ مارو خریدی؟

آره. همون شب که گروهتونو دیدم

تو سالن میفروختنشون

وای تو یکی از 3 نفری هستی که آهنگ مارو خریده

نه، من هر سه تارو خریدم

البته مست بودم

بعد فهمیدم که میتونم...

به عنوان کادوی کریسمس ردشون کنم

فکر کنم میتونم عاشقت شم

مرسی‌.‌.

خواهش میکنم

متاسفانه.‌.‌.

امروز باید برم سرکار

هالستروم.
اذیتم نکن

صبر کن صبرکن
ستوان؟

اه لعنتی

آره. الان میام

یه قتل دیگه اتفاق افتاده

میلواکی

بیا اینجا بشین خب؟

جسد اینو چندوقت بعد مرگ پیدا کردن؟

اون اینجا چیکار میکنه؟

هنوز یکساعتم نشده

شوهره با بچه ها رفتن خونه و دیدنش

میشه بیای لطفا؟

چیه؟

بیخیال! قضیه این دختره چیه؟

ازش خوشم میاد، به تو چه ربطی داره؟

آره به من ربط داره چون پای من گیره

میچل داره‌.‌.‌.

یه تیم دیگه رو می‌زاره رو این پرونده

میچل چی؟

کیو میخواد بزاره رو این پرونده لعنتی؟

مگه همین الان روش کار نمی‌کنیم؟

ما که هر سرنخی رو دنبال کردیم

اونقدری مدرک داریم که طرفو واسه عمر بندازیم زندان

ما یه مشکل لعنتی داریم...

اینکه هیچ ایده ای نداریم کی اینکارا رو کرده

و اون دختر تنها کسیه که قاتل رو دیده

به خاطر همین من مدام میرم پیشش

ببین دارم بهت میگم، اون کلید این پروندس

کلید پرونده یا تو؟

ریج‌.‌.‌.

من واسش گل خریدم

من لعنتی واسش گل خریدم‌.‌ من‌!

اگه عشق بازیتون تموم شد‌.‌.‌.

بیاین دفترم لطفاً‌!

اینجا چی داریم؟

قربانی شماره 3 در ویسکانسین

اون تازه داره میوفته رو دور

نینا گتز، والری ویتون و حالا هم این

یکی امروز عصر باید بره میلواکی

و بهشون بگه ما هیچ مدرکی نداریم

قشنگ معلومه که قراره من برم

مطمئن باش.
طراحیارو بهشون نشون بدی

از یک شاهد کور

تو هم که فقط اذیت کن

هی، بهش نیاز داری

پس چرا منو‌...

از رو این پرونده لعنتی نمیزاری کنار

نه بابا. امکان نداره جو

تو هم باید با من سقوط کنی.. اسکل

چرا انقدر سخت میگیری ستوان؟

تو کاری نداشته باش ریجلی

شما دوتا بیشتر از هر کس دیگه ای درباره این پرونده اطلاعات دارین

یارو اون بیرون داره بهتون میخنده

اون داره شکستت میده

ازت می‌خوام بری و اون حرومزاده رو متوقف کنی

چون قرار نیست از این پرونده اخراج شی

قراره سر این یکی بازنشسته شی

من مستقیما میرم به میلواکی

نمی‌دونم کی برمی‌گردم

بریم پایین یکیو میگم برسونت

این ستوان احمق لعنتی‌.‌.‌.

منو به خاطر این قتل سرزنش می‌کنه

واسه قضیه اون قتل اینجایی؟

همه تو خونه‌ان

-تو اینجا زندگی میکنی؟
- آره

متاسفم

چرا همه همش همینو میگن؟

چرا فقط درک نمیکنن که آدم چه حال مزخرفی داره وقتی مامانش مرده

فردا میریم شیکاگو

کاش میتونستم بیشتر از اینا بهتون بگم

بعضی وقتا یه قربانی جدید‌.‌.‌.

مثل یه سرنخ تازه‌س که می‌تونه پرونده رو حل کنه

باید یه کالبدشکافی انجام بدیم

اون توی گواهینامش تاکید کرده بود‌.‌.‌.

که میخواد اهدای عضو انجام بده

فکرشو بکن

چیزی نیست که بتونی انجام بدی؟

اون از زخمای مچش خون زیادی از دست داده

بعیده به درد اهدا بخورن

من واقعا شرمندم

خب... خیلی ممنون از محبتتون

اونارو دیشب آوردن خونه

واسه اون‌.‌.

چند نفر کشته شدن؟

تاجایی که می‌دونیم 2 نفر

با همسر من؟

نه نه، همسر شما سومی هست

زن منو با شماره خطاب نکن

اسمش مارگارت تاترساله

من...امم

من واقعا متاسفم آقا

اونوقت تو داشتی چیکار میکردی؟

چرا دستگیرش نکردی؟

داشتی چیکار میکردی؟

یکم قهوه یا چیزی دیگه میخوای؟

نه نه. همین الانشم تو دردسرم

بازم ممنون

باشه. می‌بینمت

لعنتی

کی این اتفاق افتاده؟

وقتی تو نبودی

خدایا. چرا خبرم نکردی؟

هی. جان! تو رفته بودی میلواکی

ببین، یه پلیس باهاشه

کی؟ کرو؟

اوه خدایا. تامی

بهش گفتم اگه چیزی شد

بهم زنگ بزنه

بزار ازت یه سوال بپرسم

تو بهش اعتماد داری مگه نه؟

معلومه که بهش اعتماد دارم

تامی، میشه امشب به جای کرو شیفت وایستی؟

تا زمانی که بتونم افکارمو سرهم کنم

صبح بخیر، خانم برادی

جان کجاست؟

داره کار می‌کنه. من مراقبتونم

خب میشه بگی کی در دسترس میشه؟

نه، پیغام نه

خانم برادی‌!
کارآگاه ریجلی اینجاست

همه چی مرتبه؟

پیغامم رو گرفتی؟
من داشتم مرتب بهت زنگ میزدم

حالت خوبه؟

ریجلی کجاست؟

- ریجلی؟
- تو دیگه کی ای

دلت میخواد بمیری؟

وای اِما.
تو باید بهم گوش کنی

وقتی تو داشتی اطراف می‌چرخیدی

یک زن دیگه کشته شده

به یکی میگم ببرت خونه

و اونجا با پلیسی که مواظبته می‌مونی

لطفا منو سمت یکی دیگه هل نده

باید باهات صحبت کنم

من باید تمام وقت رو این کار کنم

ریجلی پلیس خوبیه. اون حواسش بهت هست

ریجلی هم قراره واسه کردن من شیفت وایسته؟

از اینکار خوشت میاد؟

من واسه تو چیم؟

یکی از فتوحات نظامیت؟

دیدم که دوستات بهم پوزخند میزدن

فکر می‌کنی من احمقم؟
چی بهشون گفتی؟

بهشون گزارش کامل دادی؟

گوش کن

من الان واسه این‌.‌.‌.

رمانتیک بازی ها سرم شلوغه

یه چندتا چیز جزئی تو ذهنمه

که هیچکدوم به پیدا کردن قاتل قبل از اینکه‌.‌.‌.

بیاد سراغ تو ختم نمی‌شه‌.‌.‌.

پس ساکت شو و تمومش کن

انگار یه نوجوون عاشقی

تو چقدر لاشی ای

اِما... من ازت خوشم میاد

تو یه زن جالب و

غیر معمول هستی

تو هم پر از کثافتی

جرعت نکن اینجوری باهام رفتار کنی انگار که تو یه کلاب باهام آشنا شدی

خب شدم‌،
نشدم؟

لعنتی

منظورت چیه ها؟

میخوای بگم عاشقتم؟

تو اینو میخوای؟
الان مارو نگاه کن

فکر کردی ما قراره باهم باشیم؟

که یه زندگی مزخرف کلیشه ای در انتظارمونه؟

تو یکی از اون زنایی هستی که.‌.‌.

مردی رو می‌خوان که بتونن کنترلش کنن

خب حالا حدس بزن چی؟ من اون مدلی نیستم

بهت نشون میدم
جنده

اوه خدای من

اِما‌.‌.‌.‌
بزار دستتو ببینم

حق نداری بهم نزدیک شی

برو گمشو‌!

چطور میتونی بزاری تنها بره؟

شورشو درآوردی جان

جون دختره رو تو خطر انداختی

آره خب من از دستش ندادم

اون حالش به خاطر تو افتضاحه

واسه اینکه به تو برسه‌!

الانم من میرم دنبالش
میرسونمش خونه

و با دستبند ببندمش به نرده های لعنتی

اون رفته‌!

اوه مرد

احتمالا رفته اورژانس
زودباش

نه اصلا راه نداره.
تو توی این دخالت نکن

تا همین الانشم ریدی

بیخیال

نمیشد یه چیزی بگی که

اون دلش میخواست بشنوه؟
هرچیزی

نمیشد دروغ بگی؟

من دروغ گفتم

کمک، کمکم کنین

پستچی یکی از نامه هاتو گذاشته بود تو‌.‌.‌.

صندوق من‌.‌.‌.

بهت یکم دارو میدم‌.‌.‌.

دارم سیبیل درمیارم‌.‌.‌.‌

خانم برادی.
منم

کارآگاه ریجلی

حالت خوبه عزیزم؟

اینو بگیر

خانم برادی‌
دیگه هیچوقت سعی نکنین‌.‌.‌.

اونجوری از دست من فرار کنین

میفهمین؟

خیلی خب

سلام، بری

شب طولانی داشتی رفیق؟

صورتحساب بیمارستان

تو حتی واسه یه خون دماغ هم پرونده داری؟

اگه یکم صبرکنی‌.‌.‌.

مرسی

ولی اینکه نوشته 3B

آره

اما خانم برادی تو آپارتمان 2B زندگی میکنن

حتما یکی اشتباه کرده

درسته

والری ویتون تو آپارتمان 3B مرد

کی به این پرونده ها دسترسی داره؟

فقط کارکنان بیمارستان

یه لیست می‌خوام

باشه

ممکنه اتفاقی این دستخط رو بشناسین؟

شبیه دستخط دکتر پیه‌رسه هست

اونوقت شب توی‌.‌.‌.

اورژانس چیکار میکردی؟

چرا میخوای بدونی؟

این ربطی به کارآگاه هالستروم داره؟

ببین نمیخوام راجبش صحبت کنم. خب؟

تو از اون خوشت نمیاد چون‌.‌...

چی؟ چون تورو واسه خودم می‌خوام؟

ببخشید

اشتباه من بود

واسه لنز آماده ای.‌.‌.

اگه میخوای

یا عینک. باعث میشه دیدت بهتر شه

فکر می‌کنی من قاتل رو دیدم؟

دیدن چیزی نیست که واسه تو اتفاق بیوفته اِما

چیزی که خودت میخوای.
من فقط امکانشو بهت دادم

به خودت بستگی داره که کنترلش کنی

اگه تو توهماتو ساختی، خودتم میتونی از بین ببریش

فکر می‌کنی من قاتل رو ساختم؟

مهم نیست من چی فکر میکنم

خودت چی فکر میکنی؟

بعداً بهت زنگ میزنم

باید برم

گروهبان، سلام

من کارآگاه هالسترومم از شیکاگو

دارم تلاش میکنم که بفهمم آیا مارگارت تاترسال‌.‌.‌.

اخیرا تو یه بیمارستان بوده یا نه؟

مدت زیادی؟

یه کلیه جدید گرفته؟

تو نمیتونی همینجوری‌.‌.‌.‌

اشکال نداره، اشکال نداره

جان کجاست؟

مشکل چیه؟

باید یه چیزی بهش بگم

من که هر لحظه منتظرشم

یه قتل دیگه اتفاق افتاده

توی ایندیانا

ایندیانا؟

چیزی هست که بخوای بهم بگی؟

نه، هیچی

بویی که دستای قاتل میداد.‌.‌.‌

مال صابون جراحیه

مطمئنم همراه خودش داره

اون دستاشو با صابون جراحی میشوره

تا از شر خون خلاص شه

من از این خوشم نمیاد

نینا گتز برای سالها بیمار من بود

اون مرد سه نفرو کشت

هویت اهداکننده کاملا محرمانس

آها اینجاست

"لزلی دویسون"

حواستو بده اینجا
قربانی فرانک‌.‌.‌.

مارگارت تاترسال

2‌ماه پیش پیوند کلیه داشته

خب؟

قربانی‌مون
نینا گتز

پیوند پوست داشته از یک اهداکننده

اینم حدود دو ماه پیش

والری ویتون هیچوقت پیوند نداشته

نه اما زنی که طبقه پایینش زندگی می‌کرده داشته

اِما برادی... اون پیوند قرنیه داشته

و معلوم شده که

شماره آپارتمانش توی گزارش های درمانی

اشتباه درج شده

این یارو قرار بوده اِما برادی رو بکشه

وای یاخدا

خیلی خب پس تو نامه هارو داری

و اعضارو. درسته؟
ارتباطشون چیه؟

هنوز تموم نشده.
اسم اهدا کننده‌ی نینا گتز

لزلی دویسون بوده
خب؟

و چی میشه اگه قاتل اونو از کلیسا، سرکار یا هرجای دیگه بشناسه؟

و از اون خوشش میومده؟

اما اون میمیره
اعضاشو اهدا می‌کنه‌.‌.‌.

بعد قاتل می‌ره دنبال کسایی که اعضارو دارن

حالا مچ های زخمی بعد از مرگ‌.‌.‌.

باعث میشه خون به سرعت بدن رو ترک کنه و اندام ها فاسد شن

در نتیجه دیگه نمیشه ازشون استفاده ای کرد

شرط میبندم این دختره دویسون

اهداکننده‌ی تمام قربانیامونه

گتز، تاترسال و اِما

اِما نمرده

یکم قبل از نِد تو ایندیانا شنیدم

که آخرین قربانی پیوند قلب داشته

اگه منو ببخشین آقایون

اِما لطفاً
دکتر پیه‌رسه هستم

تمام روز سعی داشتم ببینمت

اِما گوش کن. اون اهدا کننده که درموردش باهات صحبت کردم

خانوادش تهدید به شکایت کردن

مامانش یه سری شکایت مذهبی داره

واسه برداشتن اعضای دخترش

حتی با اینکه دخترش یه اهداکننده بوده

فکر نکنم پرونده ای داشته باشن ولی

اصلا داری گوش میدی؟

وکیلش زنگ زد گفت باید تورو ببینه

اون زنه باید قرنیه دخترشو ببینه

که زندگی تورو تغییر داده.
چون واقعا همینطوره اِما

چه بخوای چه نخوای همینطوره

کجا زندگی میکنه؟

ـ این مال لزلیه؟
ـ بله

شما روس هستین.
به کلیسای روسی میرین؟

آره... دویزویچ اسم اجدادیمونه

لزلی کجا کار میکرد؟

تو یه بیمارستان

تو خیابون ولینگتون
اون پرستار بود

نه مرسی، خودم جمعش میکنم

احتمالا خانم برادی بیاد اینجا

- چی؟
- اِما برادی‌.‌.‌.

دختری که قرنیه دریافت کرد‌.‌.‌.

اون گفت شما واسش نامه نوشتین

نه. من اصلا اسم اِما برادی رو نشنیدم

همینجاست؟

خب، این ساختمونه

ولی‌.‌.‌.

خدایا، چه زباله دونی

اون گفت دیویسون ها تو خیابون 523 سویر جنوبی زندگی میکنن

خب همینجاست دیگه

اینه؟

حالا یه دقیقه صبر کن

باید یه جایی واسه پارک پیدا کنم

من می‌خوام دور بزنم

بعد اونجا کنار خیابون پارک کنم

اونا مارو دیدن. اشکالی نداره، پس من میرم

واستا، هالستروم گفت‌.‌.‌.

هیچوقت چشمامو از روت برندارم

میرم تو حیاط
میتونی از اونجا ببینی

نه صبرکن
واستا... واستا

اه لعنتی

سلام افسر

خانم دیویسون

من اِما برادیم

سلام؟

کرو! صبرکن

هیچی اونجا نبود

کرو؟ هی

صدامو می شنوی یا‌.‌.‌.

اونو از دید لزلی درنظر بگیر

یکی که اون دختره می‌شناخته
یکی که دوسش داشته

- جان؟
- چیه؟ چیزی پیدا کردی؟

من یه مشخصات دارم از یه مستخدم

اسمش نیل بوکره

- نیل بوکر؟
- آره

میشناسیش؟

همون مستخدمه
اون خیلی ساکته

انگار اصلا وجود نداره

- الان داره کار میکنه؟
- نمیدونم

فکر کنم این میتونه نیل باشه

اگه واقعا عصبی و ترسیده باشه

ریج برو پیش کارکنان

ببین این یارو کیه

چشمات فرق کردن لزلی

دادنشون به اون

رنگشون درست نیست

اونا‌.‌.‌.

اونا قرنیه هارو برداشتن

مثل یه پنجره‌ی شفاف

پنجره ای برای روح

داشتم دنبالت می‌گشتم

از بین همشون

دیدمشون که

اعضای تورو با خودشون داشتن

حالا که اینجام

بپوشش

سی ثانیه وقت داری

لزلی دویسون اهدا کننده‌ی اِما بوده؟

تو از کجا میدونی؟

اون یه ارتباطی با قاتل داشته

آره لزلی دویسون اهداکننده بود

اِما الان پیش مامان اونه

یکی گفت که وکیل اون زنه‌س

آدرسو بهم بده

لزلی، بپوشش

تو خیلی زیبایی

همه واحد ها در آماده باش

همه‌ی واحد‌ها و بخش ها توجه کنین

ما در خیابان سویر جنوبی هستیم
صدامو میشنوین؟

واحد 12 درحال حرکت به جنوب غربی هاوارد

سه دقیقه تا رسیدن به سویر جنوبی

تو لزلی نیستی

تو یکی از اونایی

تو اونو کشتی تا بهت زندگی بده

مثل اون خوک چاق که قلبشو داشت

قلب کوچیک تپنده‌ی اون
او‌نهمه‌.‌.‌.

عین یه خفاش کوری مگه نه؟

از چیزی که فکر میکنی نزدیک ترم

میتونم همین الان کنارت باشم

و تو حتی ندونی

دارم میام

فقط باید به خاطرش میرفتم

فقط باید... فقط باید باهاش می‌بودم

کمک! کسی نیست؟

من اینجام! کمک

من اینجام

لعنتی

من اینجام

لعنت

اون لزلی دویسونه

شما برگردین اونجا

مطمئنین شین همه چی خوبه

دنبال افسر کرو بگردین

اونا صداتو نمیشنون

دیگه مردی

تو میخواستی لزلی باشی

راستش کارت خوب نبود

یکی اون آژیر لعنتی رو قطع کنه

با روشنایی خدافظی کن، اِما

- می‌خوام چشمایی که دزدیدی رو پس بگیرم
- نه

لعنتی، نه‌!

تو خوبی؟

حالت خوبه؟

قربان، کرو اینجاست

اوه خدای من

خانم برادی
با من بیاین

زودباشین

ببین می‌دونم بهت سخت گذشته

و دوباره می‌خوام ازت تشکر کنم

فکر کنم دیگه بسه

مطمئنی لازم نیست بری بیمارستان؟

نه فکر کنم بیمارستان دیگه کافیه

حداقل واسه یه چندوقتی

بزار به یکی بگم برسونت خونه

من میرسونمش ستوان

بیا اینو بپوش

ممنون

اون خاکستریه

فکر کنم با یه تاکسی برم

بزار کتتو بهت پس بدم

اشکالی نداره

خیلی ممنون

رالفی

سلام پسر

حالت چطوره؟

چه پسر خوبی‌!

میتونم واست صبحانه بخرم؟

یه کافه کوچیک اینجا میشناسم

حتما

- جدی؟
- آره

وقتی دیدمت که دخل قاتلو درآوردی

فهمیدم حداقل کاری که میتونم بکنم

اینه که واست متن آهنگ بنویسم

واسه همین

روزی روزگاری کاراگاهی
در شهر ویندی بود

که ایرلندی موردعلاقشو پیدا کرد
که خیلی هم زیبا بود

با دختره خدافظی کرد

اما نمی‌دونست چرا

تا همین حد تونستم

ترجمه و زیرنویس از: mae